مطالب خواندنی |
||
| صفحه اصلی » مطالب خواندنی |
|
داستانهای کوتاه، شعرهای قشنگ، مطالب علمی جالب و کلا هر مطلبی که به نظرم خوندنی بیاد میزارم اینجا... شما هم اگه مطلب خوندنیی دارین، ممنون میشم برام بفرستین. ایمیل منم هست alipendashteh@gmail.com |
||
اندر مزایای متعه (داستان)
زنی و مردی در کوپه ی قطار همسفر بودند. شب که شد زن در تخت بالايی خوابيد و مرد در تخت...
بی شرف، بمیری بهتره
شرافتمندانه بزی که اگر بيشتر عمر کردی با يادآوری زندگی خويش دوباره شادی را تجربه...
۱ سال پیش
باور نمی کنم (داستان)
نقل است...
مردی پسر نابينايش را برای شفا به محضر عيسی برد.
عيسی دستش را روی سر پسر...
۱ سال پیش
حسین
افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان داند و بزرگترين درد او را بی آبی معرفي...
۱ سال پیش
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم (شعر)
چون صيد به دام تو به هر لحظه شکارم
ای طرفه نگارم
از دوری صياد دگر تاب نيارم
رفته...
۱ سال پیش
صاحب، بنده (داستان)
دو کس بر سر زمينی نزاع می کردند، هر يک می گفت زمين از آن من است.
نزد عيسی رفتند، عيسي...
۱ سال پیش
Hey, I've got a haircut! (story)
Two women talking:
Woman 1: Oh! You got a haircut! That's so cute!
Woman 2: Do you think so? I wasn't sure when she gave me the mirror. I
mean,...
۲ سال پیش
واژه های بی دروغ (شعر)
اين نگفتن های خاکی رنگ من
حاصل از آرامش چشمان صحرايی توست
اين نهان، خود را طلا مي...
۲ سال پیش
اين نيز بگذرد... (شعر)
وقتی تو نيستي
نه هست های ما چونانکه بايدند
نه بايدها...
مثل هميشه آخر حرفم
و حرف...
۲ سال پیش
هم گام، هم مقصد
تو يکی از اتاقهای طبقه ی بالای بانک سامان، جلوی هر کدوم از کارمندها يه کاغذ رو...
۲ سال پیش
Well done! (story)
There was once a young man who, in his youth, professed his desire to become a great writer.
When asked to define "great" he said, "I want to write...
۲ سال پیش
Mr. IMPOSSIBLE
You know Mr. IMPOSSIBLE.
Have you ever looked at him carefully?
Yes, he is talking to you.
saying...
"I'M POSSIBLE".
۳ سال پیش
رفت و هيچ وقت هم نفهميد (داستان)
يه روزی «دانلد» ناشنوا به «سو» برخورد کرد
اما تنها کاری بود که دانلد کرد.
سو گفت:...
۳ سال پیش
با تو اما در پی تو (شعر)
من اگر در شب دنيا پی تو می گردم
شب سيه نيست، تو بدري
چشم من در گرو ترديد است
دل من...
۳ سال پیش
پدرانمان... (شعر)
ده دقيقه سكوت به احترام دوستان و نياكانم
غژ و غژ گهواره های كهنه و جرينگ جرينگ...
۳ سال پیش
کاش می گفتی چيست (شعر)
کاش می ديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
...
۳ سال پیش
پرستو ی مادر (شعر)
در گهواره از گريه تاسه می رود
كودك كر و لالی كه منم
هراسان از حقايقی كه چون باريكه...
۳ سال پیش
بی گمان قدر تو را می دانست (شعر)
هر کسی جای دلم خاکی داشت
که به شورابه ی چشم نگران تو به گل پاک شده
هر کسی جای دلم...
۳ سال پیش
پرنده ی تنهايی من (داستان)
پرنده روی شاخه ی خشک درخت نشسته بود. شکارچی زانو زد، نشانه رفت و شليک کرد.
پرنده پر...
سرود آفرينش (مقاله)
در آغاز هيچ نبود، كلمه بود، و آن كلمه خدا بود
و كلمه ی بی زبانی كه بخواندش و انديشه...
چقدر تنها مانديم (شعر)
بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه...
۳ سال پیش
If I had my life to live over again
I'd dare to make more mistakes next time. I'd relax, I would limber up. I would be sillier than I have been this trip. I would take fewer things...
۳ سال پیش
تا وقتی جوجه ای عاشق نشو!
دو تا جوجه همديگرو می بينن و عاشق هم می شن....
وقتی بزرگ می شن، هر دو شون خروس می شن.
...
۳ سال پیش
ذهن ما و محدودیت ها
جايی متنی می خوندم با عنوان "نابغه ی درون خود را رها کنيد" يا يه چيزی شبيه اين...
به...
۳ سال پیش
دشتها آلوده ست... (شعر)
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روييد
در هوای عفن آواز پرستو به چه كارت...
۳ سال پیش
River of the Tears (poem)
It's three miles to the river
that would carry me away,
And two miles to the dusty street
that I saw you on today.
It's four miles to my...
۳ سال پیش
هراس از جدايی (شعر)
هرگز از برگ نپرسيد کسي
کز به خاک افتادن
و جدا ماندن از آن قله ی سرسبز بلند
دل نوميد...
۳ سال پیش
Helpdesk Humour! (joke)
It's said that below are telephone conversations recorded from various Help Desks around the U.K. True or not doesn't matter. They are really funny!!
...
۳ سال پیش
قفل يعنی که کليدی هم هست (شعر)
ای عفيف!
عشق در چنبر زنجير گناه است، گناه
دل به افسانه ی فرهاد سپردن دردی است
کوه...
۳ سال پیش
تا بی نهایت... (داستان)
پسرکی دو خط موازی بر روی تخته سياه کشيد.
خط اول به خط دوم گفت ما می توانيم با هم...
۳ سال پیش
در فضا چگونه بنويسيم؟!
هنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد....
۳ سال پیش
عفت، بکارت و حجب (مقاله)
آنچه می خوانيد بخشهايی از کتاب تاريخ تمدن اثر ارزشمند ويل دورانت است. دورانت بر...
۳ سال پیش
Uncle Paul!! (story)
"Hello?"
"Hi honey. This is Daddy. Is Mommy near the phone?"
"No Daddy. She's upstairs in the bedroom with Uncle Paul."
After a brief pause,...
۳ سال پیش
بستنی (داستان)
پسر بچه ای وارد يك بستنی فروشی شد و پشت ميزی نشست. پيشخدمت يك ليوان آب برايش آورد....
۳ سال پیش
و خدا خر را آفرید! (داستان)
و خدا خر را آفريد.... و به او گفت: و تو يک خر خواهی بود. و مثل يک خر کار خواهی کرد و بار...
جالبه... امتحان کنین!
راستش دفعه ی اول که اين مطلبو برام off گذاشتن، به حدی مسخره و سرکاری به نظرم اومد که...
۳ سال پیش
اتاق شماره ی سيزده (داستان)
افسانه عزيز!
تعجب نکن، ده سالی است که به جای افسانه به تو گفته ام خانم محمودی و ده...
مغز زنها و مردها (علمی)
براساس مطالعات يك پژوهشگر آمريكايي، مغز زنها از نظر بيولوژيكی با مغز مردها تفاوت...
۳ سال پیش
سه آمريکايي و سه ايراني! (داستان)
سه نفر آمريکايی و سه نفر ايرانی با همديگر برای شرکت در يک کنفرانس می رفتند. در...
۳ سال پیش
کوچه ی بن بست (داستان)
خدا باران شد و بر زمين تشنه شهر باريد. آسمان جرقه زد. شهر صدای آسمان را شنيد. مردهاي...
زندگی (شعر)
زندگی رسم خوشايندی است.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق.
...
۳ سال پیش
