مطالب خواندنی |
||
| صفحه اصلی » مطالب خواندنی » قفل يعنی که کليدی هم هست |
ای عفيف!
عشق در چنبر زنجير گناه است، گناه
دل به افسانه ی فرهاد سپردن دردی است
کوه از کوه کنان بيزار است
تک گل وحشی وحشت زده ی کوهستان تيشه ی فرهاد است
تيشه های خونين پاسداران حريم عشقند!
ای عفيف به چه می انديشي؟
چه کسی گفت ترحم؟ چه کسي؟
شرم را ديدی شلاق فروخت
رحم شلاق خريد و خيانت به جنايت خنديد
زندگي...
زندگی را ديدی گفت: من دلالم
در به در در پی بدبختی ها می گرديد
تا اسارت بخرد
راستی را ديدي، که گدايی می کرد؟
و فريب، پادشاهی می کرد
آه... ديدي، ديدي؟
ای عفيف، به چه می انديشي؟
قفل ها؟!
دستهای آزاد
برترين هديه به ديوار و غل و زنجيرند
بهترين هديه ی زنجير به دست آزاد، قفل می باشد، قفل!
ای عفيف، قفلها واسطه اند
قفلها، فاسق شرعی در و زنجيرند
راستی واسطه ها هم گاهی حق دارند
رمز آزادی در چنبر هر زنجيری است
قفل هم اميدی است
قفل يعنی که کليدی هم هست
قفل يعنی که کليد!
