قفل يعنی که کليدی هم هست

ای عفيف!

عشق در چنبر زنجير گناه است، گناه

دل به افسانه ی فرهاد سپردن دردی است


کوه از کوه کنان بيزار است

تک گل وحشی وحشت زده ی کوهستان تيشه ی فرهاد است


تيشه های خونين پاسداران حريم عشقند!


ای عفيف به چه می انديشي؟

چه کسی گفت ترحم؟ چه کسي؟


شرم را ديدی شلاق فروخت

رحم شلاق خريد و خيانت به جنايت خنديد


زندگي...

زندگی را ديدی گفت: من دلالم

در به در در پی بدبختی ها می گرديد

تا اسارت بخرد


راستی را ديدي، که گدايی می کرد؟

و فريب، پادشاهی می کرد


آه... ديدي، ديدي؟


ای عفيف، به چه می انديشي؟

قفل ها؟!


دستهای آزاد

برترين هديه به ديوار و غل و زنجيرند


بهترين هديه ی زنجير به دست آزاد، قفل می باشد، قفل!


ای عفيف، قفلها واسطه اند

قفلها، فاسق شرعی در و زنجيرند

راستی واسطه ها هم گاهی حق دارند


رمز آزادی در چنبر هر زنجيری است

قفل هم اميدی است

قفل يعنی که کليدی هم هست

قفل يعنی که کليد!


نصرت الله رحماني

قرارگرفتن روی سایت: ۳ سال پیش