مطالب خواندنی |
||
| صفحه اصلی » مطالب خواندنی » رفت و هيچ وقت هم نفهميد |
رفت و هيچ وقت هم نفهميد
يه روزی «دانلد» ناشنوا به «سو» برخورد کرد
اما
تنها کاری بود که دانلد کرد.
سو گفت: دانلد من مطمئنم که ازت خوشم مياد.
اما
تنها کاری بود که دانلد کرد.
سو از دانلد پرسيد: تو چي؟ تو هم از من خوشت مياد؟
اما
تنها کاری بود که دانلد کرد.
سو گفت: پس اينجور دانلد، باشه، من از پيشت ميرم
اما
تنها کاری بود که دانلد کرد.
بعدش سو رفت که رفت، و هيچ وقت هم نفهميد
که
يعنی «دوستت دارم.»
شل سيلوراستاين
قرارگرفتن روی سایت: ۳ سال پیش
