باور نمی کنم

نقل است...


مردی پسر نابينايش را برای شفا به محضر عيسی برد.

عيسی دستش را روی سر پسر گذاشت.

در اين هنگام پدر پرسيد: ای روح خدا آيا به راستی می توانی او را بينا کني؟

عيسی گفت: ديگر نمی توانم.

برای اين کار به ايمان خود، تو و اين پسر نياز دارم.


قرارگرفتن روی سایت: ۱ سال پیش